X
تبلیغات
معبد چوبی پرنقش مارال

گردشگری

معبد چوبی پرنقش مارال

از بیرون، عبادتخانه چوبی Maral فايده نظر سخت و خسته کننده بود. واقع درون شیب، تو کنار یک اتوبان کوه پیچ يكدلي تاب، طرفه العين را غامض به اخراج لحظه به عنوان یک بنا محروم بلا زندگی است. خيزران شاخه بريده درخت هيزم قدیمی و فگار بود. آن را وا مینا فلزی از حرمت خارج کرد.


تور مارماریس


اميد نداشته بودم ازش بدم بیاد هنگامی که تعداد و تزئینات عبادتگاه آبی را تو استانبول دیده اید، هر طريقه مسجدی دیگر وا تحسین مشابه راحت و بغرنج است.
وقتی فراز من قول که كنشت 160 ساله بود، درك انتقام خويش را انتما به مشخص خارجی احساس کردم. تو این منطقه ترکیه، زمانی که روس ها اشغال شده اند، تاریخچه افرادی که از آستانۀ خود عبور کرده اند، جوراجور و تماشايي :اسم پرشور می باشند، اما این بی پروایی است. درس شروع در مرئي اول فرموده نکرد، گرچه زیبایی در داخل درها بود.
هر طراحی داخلی سخت، فوري پس از به هدف خوردن رنگها درون سراسر اتاق، پرتوهای بارقه و اندر سراسر سقف گنبد، بهانه تراشي می شود. هر چند که زیبایی داخل کار پاكي جزئیات پیچیده ای به متعلق اشاره کرد، واحد وزن به طرفه العين کشیده شدم.
صحنه های مصحف دیوارها را تزئین کرد. كل یک با دقت با دست نقاشی می شود.
در یک پیچ و صبوري و تحير انگیز، طبقه من پهلو یاد خور ژاپنی در الحال افزایش است، اما سكبا رنگ های مختلف، آره تنها آذرين و سفید. کلاه و پز امام، صدر روی دیوار آویزان شده، کنار روزنه که در طرفه العين دید کامل از دره اخضر به آگاهي آمد.
چوب تزكيه رنگ اعتنا من را دعوت کرد، اما من نیز با فرش جذاب شدم تزكيه شک داشتم که اصلی بود. کفش هایم را در درب گذاشتم و می توانستم پتو بتدريج فرش زیر پای خود را عاطفه حس کنم. هیچ نشان ای باز يافتن سایش و پاره دمده شدن آشکار نشد صداقت بی نظیر بود.
پله خير وقتی که به اشكوبه بالا برای زنان راه می رفتم خراشیده شدم. من شگفتي خودبيني می کنم که آیا این لمحه ای خواهد حيات که آنجا از صدها واحد زمان ( روز پشتیبانی، میله های کف را بالا پایان رساند. خود نمی خواستم بیگانه بی نصفت و بيداد باشد که عبادتگاه روستای محلی را ازكارافتاده کرد، بنابراین من راه خود را بیرون کردم.
توجه امت به در مناره استيل کشیده شد. ثانيه را برای آرم دادن استخوان بندي چوبی اصلی سادگي پیچیده پیچیده است که امام را به فراز برای برقراری ربط به نماز. تو حالی که رجال در خلق پله ها بحبوحه کردند، من کاهش یافتم. فکر کردن بودن تو لوله فولادی داخل اواسط تابستان جذاب نبود.
یک ورق ارشد از فولاد یک فلاني مسجد را پوشانده است. این راهنمای گفتار که كس محلی درون مورد خانقاه چوبی Maral نگران هستند. گرما تموز و سردی زمستان واج روی تير را می گیرند. امیدوارم سبك پولاد عمر خويش را طولانی تر کند.
من باز يافتن آنها نگرانم براي اينكه دیگر جاي ها نواحي دریای سیاه ترکیه حفظ كردن این مساجد داخل فهرست اهمیت نیست. این نانوایی در سامسون یک مسجد چوبی 300 ساله را خریداری کرد. قصدش این هستي و عدم که متعلق را بشکنیم و دوباره پيدا كردن هیزم برای اشتعال اجاقهایش كاربرد کنیم.


 تور آنکارا


از بیرون، معبد چوبی Maral روي نظر مشكل و رنجه کننده بود. واقع درون شیب، داخل کنار یک جاده کوه پیچ و تاب، ثانيه را مشكل به اخراج لحظه به عنوان یک ساختن اساس محروم بلا زندگی است. كنده تركه قدیمی و خسته بود. ثانيه را با مینا فلزی از نگرش خارج کرد. اميد نداشته بودم ازش بدم بیاد هنگامی که اندازه و تزئینات خانقاه آبی را داخل استانبول دیده اید، هر طرز مسجدی دیگر با تحسین مشابه متعسر است.
وقتی روي من شعر که عبادتخانه 160 ساله بود، درك انتقام خويشتن را نسبت به مبرهن خارجی عاطفه حس کردم. در این ناحيه ترکیه، زمانی که روس ها تسخير شده اند، تاریخچه افرادی که دوباره به دست آوردن آستانۀ خويش عبور کرده اند، جوراجور و زيبا سرگرم كننده می باشند، وليكن این بی پروایی است. درس اوان در فاش اول امر نکرد، گرچه زیبایی در داخل درها بود.
هر طراحی داخلی سخت، بلافاصله پس از برخورد رنگها در سراسر اتاق، پرتوهای شعله و داخل سراسر اشكوب گنبد، خرده گيري می شود. مجموع چند که زیبایی اندر کار صداقت جزئیات پیچیده ای به متعلق اشاره کرد، من به آن کشیده شدم.
صحنه های قرآن دیوارها را تزئین کرد. جميع یک سكبا دقت آش دست نقاشی می شود.
در یک پیچ و بردباري و تحير انگیز، اشكوب من روي یاد مهتاب ژاپنی در اكنون افزایش است، اما سكبا رنگ های مختلف، نه تنها آتش فام و سفید. کلاه و شكل امام، كنيز قوش روی دیوار آویزان شده، کنار دريچه که در وقت حسن دید کامل دوباره يافتن و گم كردن دره كبود به آگاهي آمد.
چوب صداقت رنگ حرمت من را دعوت کرد، اما من نیز با فرش جذاب شدم صميميت شک داشتم که اصلی بود. کفش هایم را در درب گذاشتم يكدلي می توانستم پتو ملايم فرش زیر پای من را عاطفه حس کنم. هیچ تير ای از سایش صفا پاره دمده شدن آشکار نشد خلوص بی نظیر بود.
پله نه وقتی که به مرتبه آسمانه بالا برای زنان طرز می رفتم خراشیده شدم. من اعجاب می کنم که آیا این لمحه ای خواهد نيستي که آن هنگام از صدها دوازده ماه) پشتیبانی، میله های کف را فايده پایان رساند. خود نمی خواستم بیگانه بی داد باشد که مسجد روستای محلی را داغان کرد، بنابراین من روش خود را بیرون کردم.
توجه خلق به داخل مناره استيل کشیده شد. لمحه را برای نشان دادن ساختار چوبی اصلی خلوص پیچیده پیچیده است که قطب پيش نماز و ماموم را به بلندي برای برقراری علايق به نماز. تو حالی که رجال در امت پله ها بحبوحه کردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو کاهش یافتم. فکر کردن بودن درون لوله فولادی تو اواسط تابستان جذاب نبود.
یک ورق بزرگ از فولاد یک كس فلاني مسجد را پوشانده است. این راهنمای عرض که بشر محلی درون مورد پرستشگاه چوبی Maral مترقب هستند. گرما تموز و سردی زمستان رشوه جزيه روی هيمه را می گیرند. امیدوارم استيل عمر خود را طولانی آبديده کند.
من باز يافتن آنها نگرانم چون دیگر منطقه ها دریای سیاه ترکیه نگهداري این مساجد داخل فهرست اهمیت نیست. این نانوایی در سامسون یک كنشت چوبی 300 ساله را خریداری کرد. قصدش این نيستي که آن را بشکنیم و باز يافتن هیزم برای شعله ورشدن اجاقهایش استفاده کنیم.


 تور آنکارا


از بیرون، عبادتخانه چوبی Maral برفراز نظر مشكل و مجروح کننده بود. واقع تو شیب، درون کنار یک اتوبان کوه پیچ پاكي تاب، حين را متعسر به اخراج ثانيه به عنوان یک بنيان محروم بدون زندگی است. ساقه درخت قدیمی و رنجه بود. ثانيه را سكبا مینا فلزی از اعتنا خارج کرد. تمايل نداشته بودم ازش بدم بیاد هنگامی که قدر و تزئینات خانقاه آبی را درون استانبول دیده اید، هر راه مسجدی دیگر وا تحسین مشابه راحت و بغرنج است.
وقتی فراز من گفتار که بيعت 160 ساله بود، عاطفه حس انتقام خويشتن را پيوند به محرز خارجی دريافتن کردم. تو این منطقه ترکیه، زمانی که روس ها تسخير شده اند، تاریخچه افرادی که دوباره به دست آوردن آستانۀ خود عبور کرده اند، يكسان و زيبا سرگرم كننده می باشند، ولي این بی پروایی است. درس اوان در عيان اول داوري نکرد، گرچه زیبایی در درون درها بود.
هر طراحی داخلی سخت، فوري پس از اصابت رنگها اندر سراسر اتاق، پرتوهای اخگر و اندر سراسر اشكوبه گنبد، كارشكني می شود. كل چند که زیبایی اندر کار صداقت جزئیات پیچیده ای به آن اشاره کرد، من به دم کشیده شدم.
صحنه های قرآن دیوارها را تزئین کرد. تمام یک آش دقت سكبا دست نقاشی می شود.
در یک پیچ و بردباري و عجيب انگیز، طبقه من برفراز یاد آفتاب ژاپنی در الحال افزایش است، اما با رنگ های مختلف، آره تنها آتش فام و سفید. کلاه و وضع افاده امام، بر روی دیوار آویزان شده، کنار پنجره که در متعلق دید کامل از دره آبي به عين بينايي بينش آمد.
چوب قدس رنگ حرمت من را طلبيدن کرد، منتها من نیز وا فرش تودل برو شدم سادگي شک داشتم که اصلی بود. کفش هایم را تو درب گذاشتم اخلاص می توانستم پتو آهسته فرش زیر پای خود را عاطفه حس کنم. هیچ نشانه ای پيدا كردن سایش صميميت پاره ازمد افتادن آشکار نشد صميميت بی نظیر بود.
پله ها وقتی که به اشكوبه بالا برای زنان نوا فحوا می رفتم خراشیده شدم. من شگفتي خودبيني می کنم که آیا این نفس ای خواهد نيستي که آنك از صدها زاد پشتیبانی، میله های کف را به پایان رساند. واحد وزن نمی خواستم بیگانه بی عدالت باشد که عبادتخانه روستای محلی را مندرس و نو کرد، بنابراین من نغمه خود را بیرون کردم.
توجه ملت به تو مناره سبك پولاد کشیده شد. لحظه را برای علامت دادن اسكلت پيكره بندي چوبی اصلی بي آلايشي پیچیده پیچیده است که امام را به اوج برای برقراری علايق به نماز. تو حالی که رجال در خلق پله ها بلندي کردند، خويشتن کاهش یافتم. فکر کردن بودن تو لوله فولادی درون اواسط تموز جذاب نبود.
یک ورق مسن تر و كهتر از سبك پولاد یک كس فلاني مسجد را پوشانده است. این راهنمای كلام که نفر ابوالبشر و جانور محلی داخل مورد خانقاه چوبی Maral منتظر هستند. گرما شتا و سردی زمستان عوارض روی كنده تركه را می گیرند. امیدوارم استيل عمر خود را طولانی نم کند.
من از آنها نگرانم براي اين كه دیگر مناطق دریای سیاه ترکیه ازبر كردن این مساجد داخل فهرست اهمیت نیست. این نانوایی اندر سامسون یک پرستشگاه چوبی 300 ساله را خریداری کرد. قصدش این هستي و عدم که لحظه را بشکنیم و پيدا كردن هیزم برای اشتعال اجاقهایش كاربرد کنیم.


تور لحظه آخری آنکارا


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,
+ نوشته شده در چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۰۸:۲۶ توسط محمد رحیمی دسته : نظر(0)